تبلیغات
دختــــر مـــــــــرداد - 209


دختــــر مـــــــــرداد

آوای ساز من سکوت است شنیدنش گوش دل می خواهد

اینجا تهران است

ساعت را نمیدانم چند است اما هرچه هست ساعت شلوغی است، شلوغی را نمیدانم بابت چیست!! نه میدانم . میدانم بابت آمدن بهار است. آمدن سال نو

عید عیدی عید دیدنی اما بدون پسته و ...

شادم یا غمگین نمیدانم فقط میدانم دل در دلم نیست

باز هم نمیدانم به خاطر غمی که دردلم است یا بابت چیز دیگری

هرچه هست حال خوشی نیست

هرچه میخواهم در این روزهای آخر سال شاد باشم انگار یک نفر از بیرون تکانم میدهد که هی دخترک شادی  برای چه ؟ در دلت این همه غوغا و هیاهو به پاست باز میخواهی شاد باشی؟!

دلم میخواهد او را خفـــــه نه نه ....دلم میخواهد او را به درون بکشم و با اون صادقانه حرف بزنم . دلم یک هم صحبت میخواهد که بی ریا گوش دهد به درد بی درمان دلم.

 وقتی هم صحبتی نداری و مجبوری حرفهایت را بنویسی تا یک عده در دنیای مجازی بخوانند و شاید بگویند اه بازم یه آدم غصه دار ... یا شاید بگویند این هم یکی از همان هایی که شکمش سیر است و ..... همین میشود دیگر . با خود کلنجار رفتن و فکر کردن و غصه خوردن و ....

اما من مینویسم برای سبک شدن ... برای رهایی از حال ناخوش این روزهایم

مینویسم شاید خدا دلش برایم سوخت و خودش مرهمی برای دلم آفرید تا از هر بنده و هم صحبت زمینی بی نیازم کند.

خدایا تو که خود میدانی آخرش هم من به سراغ تو می آیم و از تو یاری میخواهم ، پس به حق بزرگی و مهربانیت مرهم زخمم را تا قبل سال تو برایم هدیه بیاور<3


سال نو پیشاپیش مبارک


نوشته شده در سه شنبه 29 اسفند 1391 ساعت 12:13 ق.ظ توسط دخـــتر مــــــــرداد نظرات | |



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت